ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
363
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
فصل بيستم داغستان پطروفسك - تميرخان شورا - ميدان - يك تاجر اوستى - در خانهى چاوچاوادزه - جادهى گونيب - لواشا - كنت ؟ - شاهزاده تاركانوف - كوهنشينان - خطيب آوارى - انكليشها - تليليمر - آقا و خانم تريف - دستگيرى [ شيخ ] شامل - گونيب با وجود مناظر باشكوه اطراف پطروفسك « 1 » ، خود شهر منظرهى بسيار ملالانگيزى دارد . دكانها ، انبارها ، خانههاى كمارتفاع با پشتبامهاى سرخرنگ كه بهطور پراكنده در كنار ساحل و يا در بالاى تپههاى مجاور دور از هم افتادهاند ، وضع ظاهرى اين شهر تجارى قفقاز شمالى را تشكيل مىدهند ، اما در مجموع پطروفسك به يك دهكده بيش از يك شهر شباهت دارد . يك فانوس دريايى ، يك كليساى سنگى ، يك دژ كوچك با برجهاى كوتاه ، از بناهاى برجستهى اين شهرند كه همهى آنها از بندر ديده مىشوند . تاتارها و لزگىهاى ژندهپوش و سربازان روسى روى بارانداز بندر نشسته بودند و با لذت و اعجاب فراوان پياده شدن مسافران كشتى ايرانشاه را تماشا مىكردند . از وضع آنان مىشد حدس زد كه در اين شهر محل تفريح و وسيلهى سرگرمى ديگرى وجود ندارد . اسباب و اثاث سفر ما را در درشكهيى بار كردند و بعد از گذشتن يا به عبارت بهتر ، بالا رفتن از چندين كوچهى سربالا كه در سر راه ، غاز و خوك خيلى بيشتر از عابر معمولى ديده مىشد ، سرانجام به چاپارخانه رسيديم . نامههاى خود را به مسئول آنجا نشان داديم و درخواست دو دستگاه تلكا كرديم . اين شهر اگرچه ظاهر غمانگيزى دارد ، اما در ايام جنگ روسها با كوهنشينان ، يكى از
--> ( 1 ) . اسم كنونى پطروفسك ، مخاچقلعه است و مخاچقلعه در حال حاضر مركز داغستان و يكى از بندرهاى مهم شمال غربى درياى خزر شمرده مىشود . م .